نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۷۲ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

رفت بر ما آنچه خود ما خواستیم

وایه از سلطان به غوغا خواستیم

دیگران شستند رخت خویش و ما

تری دامن ز دریا خواستیم

دانش و گنجینه پنداری یکی ست

حق نهان داد آنچه پیدا خواستیم

چون به خواهش کارها کردند راست

خویش را سرمست و رسوا خواستیم

غافل از توفیق طاعت کان عطاست

مزد کار از کارفرما خواستیم

گر گنهکاریم واعظ گو مرنج

خواجه را در روضه تنها خواستیم

سینه چون تنگست پر خون بود دل

دیده خونابه پالا خواستیم

رفت و باز آمد هما در دام او

باز سر دادیم و عنقا خواستیم

هم به خواهش قطع خواهش خواستند

عذر خواهشهای بیجا خواستیم

قطع خواهشها ز ما صورت نداشت

همت از غالب همانا خواستیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان خواسته‌ها و آرزوهای انسان‌ها می‌پردازد. شاعر اشاره می‌کند که آنچه ما از زندگی و جهان خواسته‌ایم، در نهایت به ما رسیده است، اما این خواسته‌ها ممکن است باعث دردسر و غفلت از حقیقت شوند. او به نوعی انتقاد از خود و دیگران می‌کند که در پی خواسته‌های بی‌جای خود هستند و از توفیق و نعمت‌های واقعی غافل‌اند. در پایان، شاعر به این نکته می‌رسد که در برخی موارد، باید خواسته‌ها را قطع کرد تا به آرامش و درک بهتری از زندگی برسیم.