شمارهٔ ۲۷۸ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
به خونم دست و تیغ آلود جانان
بدآموزان وکیل بی زبانان
چه گویم در سپاس بی کسی ها
زهی نامهربان مهربانان
گر از خود خوشتری سنجیده باشد
نوازشهاست با این بدگمانان
فغانا میگساران دجله نوشان
دریغا ساقیان اندازه دانان
بهار آید به حیرتگاه نازش
ز بوی گل نفس بر ره فشانان
دم مردن به رشکم تنگ گیرد
فراخیهای عیش سخت جانان
گلی بر گوشه دستار داری
خوشا بخت بلند باغبانان
غمت خونخوار و دلها بی بضاعت
دریغا آبروی میزبانان
گذشت از دل ولی نگذشت از دل
خدنگ غمزه زورین کمانان
نوای شوق خواه از بینوایان
نشان دوست جوی از بی نشانان
به رغمم تا فرود آرد به من سر
به خواری بنگرم در ناتوانان
سبک برخیز زین هنگامه غالب
چه آویزی بدین مشتی گرانان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بازتابی از درد و رنج ناشی از جدایی و ناملایمات در زندگی است. شاعر با استفاده از استعارهها و تصاویری زیبا، حس دلتنگی و ناامیدی خود را بیان میکند. او به وجود بدآموزان و ناتوانی در ارتباطات اجتماعی اشاره میکند و از غم و بیکسی حرف میزند. مضمونهای عشق، غم، و جستجوی آرامش و محبت در این اثر به وضوح حس میشود. شاعر به وزن و سرنوشت شخصیتهای زندگیاش توجه دارد و در نهایت، به تلاشی برای رهایی از چنین شرایطی اشاره میکند.