شمارهٔ ۲۸۱ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
چیست به لب خنده از عتاب شکستن
رونق پروین ز آفتاب شکستن
گر نه ورق راست ز انتخاب شکستن
چیست به رخ طرف آن نقاب شکستن
غازه بر آن روی تابناک فزودن
رونق بازار آفتاب شکستن
شانه بر آن طره سیاه کشیدن
قیمت کالای مشک ناب شکستن
جوشش سرمستیم ز برق پسندد
نیشتر اندر رگ سحاب شکستن
نیک بود گر به حکم حوصله باشد
جام به پای خم شراب شکستن
شغل ندارد فراق ساقی و مطرب
جز قدح و بربط و رباب شکستن
قحط می ست امشب از کجا که نخواهم
شیشه خالی به رختخواب شکستن
تیغ تو نازد به سرفشانی عاشق
موج همی بالد از حباب شکستن
چیست دم وصل جان ز ذوق سپردن؟
تشنه لبی را سبو در آب شکستن
از گل روی تو باغ باغ شکفتن
وز خم موی تو فتحیاب شکستن
طره میارا به رغم خواهش غالب
چیست دلش را ز پیچ و تاب شکستن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف احساسات و وضعیتهای عاشقانه و زیباییهای طبیعی میپردازد. او با استفاده از تصاویر زنده و کنایهها، به زیبایی چهره محبوب، لذت نوشیدن شراب و درد فراق اشاره میکند. شاعر از عتاب و خنده به عنوان نمادهای رابطه عاشقانه یاد میکند و در ادامه به تأثیرات عشق بر وجود انسان و زیباییهای عالم میپردازد. همچنین، شاعر از حالات سرمستی، شوق و نداشتن می یاد میکند و در نهایت به تقدیر از زیبایی و گذراندن لحظات عاشقانه اشاره دارد.