شمارهٔ ۳۰۲ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
بتی دارم از اهل دل رم گرفته
به شوخی دل از خویشتن هم گرفته
ز سفاک گفتن چو گل برشکفته
درین شیوه خود را مسلم گرفته
رگ غمزه از نبش مژگان گشوده
سر فتنه در زلف پر خم گرفته
به رخساره عرض گلستان ربوده
به هنگامه عرض جهنم گرفته
فسون خوانده و کار عیسی نموده
پری بوده و خاتم از جم گرفته
ز ناز و ادا تن به معجر نداده
به شرم و حیا رخ ز محرم گرفته
دمش رخنه در زهد یوسف فگنده
غمش گندم از دست آدم گرفته
گهی طعنه بر لحن مطرب سروده
گهی خرده بر نطق همدم گرفته
به بیداد صد کشته بر هم نهاده
به بازیچه صد گونه ماتم گرفته
به رویش ز گرمی نگه تاب خورده
به کویش به رفتن صبا دم گرفته
نیارد ز من هیچگه یاد، هرگز
مگر خوی خاقان اعظم گرفته
ظفر کز دم اوست در نکته سنجی
که غالب به آوازه عالم گرفته
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شعر بیتی از شاعری است که به زیباییهای عشق و دلباختگی میپردازد. شاعر عاشقی را توصیف میکند که تحت تأثیر یک معشوق دلربا است. این معشوق ویژگیهای خاصی دارد؛ او همچون گلی شکفته، دلها را میرباید و با ناز و ادا به دانی که در زلف او گره خورده، جذابیتی فوقالعاده دارد. شاعر در توصیف حالات و احساسات خود به تضادها و پیچیدگیهای عشق اشاره میکند. او همچنین به تأثیرات و چالشهای عشق اشاره دارد که در آن هم شادی و هم اندوه وجود دارد. در نهایت، شاعر به یادآوری خاطرها و قدرت عشق اشاره میکند که به عنوان یک نکته سنج بر قلبها اثر میگذارد.