شمارهٔ ۳۱۲ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خشنود شوی چون دل خشنود نیابی
ترسم که زیانکار کسی سود نیابی
از قافله گرمروان تو نباشد
رختی که به سیلش شرراندود نیابی
فرقی ست نه اندک ز دلم تا به دل تو
معذوری اگر حرف مرا زود نیابی
بر ذوق خداداد نظردوختگانیم
در سینه ما زخم نمکسود نیابی
در وجد به هنجار نفس دست فشانیم
در حلقه ما رقص دف و عود نیابی
در مشرب ما خواهش فردوس نجویی
در مجمع ما طالع مسعود نیابی
در باده اندیشه ما درد نبینی
در آتش هنگامه ما دود نیابی
چون آخر حسن ست به ما ساز که دیگر
با هم کششی مانع مقصود نیابی
آن شرم که در پرده گری بود نداری
آن شوق که در پرده دری بود نیابی
غالب به دکانی که به امید گشودیم
سرمایه ما جز هوس سود نیابی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به بیان احساسات و تجربیات شخصی میپردازد. شاعر از سختیها و ناکامیهای خود سخن میگوید و احساس میکند که نمیتواند به شادی و خشنودی دست یابد. او به تضاد بین دلش و دل دیگران اشاره میکند و از دوری از خوشیها و لذتهای زندگی شکایت دارد. شعر به تزیین زندگی و آرزوی شادی در میان دردها و ناکامیها پرداخته و در نهایت به این نتیجه میرسد که در شرایط کنونی، امید و خوشبختی ممکن نیست.