نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۷ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

اگر به شرع سخن در بیان بگردانی

ز سوی کعبه رخ کاروان بگردانی

به نیم ناز که طرح جهان نو فگنی

زمین بگستری و آسمان بگردانی

به یک کرشمه که بر گلبن خزان ریزی

بهار را به در بوستان بگردانی

به خاطری که درآیی به جلوه آرایی

بلای ظلمت مرگ از روان بگردانی

به گلشنی که خرامی به باده آشامی

قدح ز جوش گل و ارغوان بگردانی

به کوی غیر روی چون مرا به ره نگری

به جبهه چین فگنی و عنان بگردانی

وفاستای شوی چون مرا به یاد آری

به خویش طعنه زنی و زبان بگردانی

به بیم خوی خودم در عدم بخوابانی

به ذوق روی خودم در جهان بگردانی

به بذله خاطر اسلامیان بیازاری

به جلوه قبله زردشتیان بگردانی

اجازتی که کنم ناله، تا کجا غالب

ز لب به سینه تنگم فغان بگردانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تصویر کشیدن قدرت و زیبایی عشق و احساسات انسانی می‌پردازد. شاعر با استفاده از استعاره‌ها و نمادها، به تغییر و تحولاتی اشاره می‌کند که عشق می‌تواند در زندگی انسان ایجاد کند. او به قدرت یک نگاه و تأثیر آن بر روی جهان و توازن زندگی اشاره می‌کند. همچنین، شاعر به تأثیرات عمیق عشق بر روح و جان انسان و اینکه چگونه می‌تواند غم و تاریکی را به روشنی و شادابی تبدیل کند تاکید می‌کند. به طور کلی، شعر بیانگر زیبایی، تحول، و قدرت عشق است که می‌تواند همه چیز را در زندگی دگرگون کند.