شمارهٔ ۳۲۸ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
مژده خرمی و بی خللی را مانی
ابدی جنت و فیض ازلی را مانی
بس که همواره دلاویزی و شیرین حرکات
سایه طوبی و جوی عسلی را مانی
جلوه فرمایی و جاوید نمانی به کسی
سیمیایی و بهشت عملی را مانی
به ستم معنی پیچیده نازک باشی
ای که در لطف رقمهای جلی را مانی
به توانایی کوشش نتوان یافت ترا
سرخوشی های قبول ازلی را مانی
جز به چشم و دل والاگهران جا نکنی
جلوه نقش کف پای علی را مانی
به دل هر که به چشم تو درآید ناگاه
داری آن مایه تصرف که ولی را مانی
ای که در طالع ما نقش تو هرگز ننشست
زهره حوتی و شمس حملی را مانی
اندرین شیوه گفتار که داری غالب
گر ترقی نکنم شیخ علی را مانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به وصف محبوبی میپردازد که او را مظهر جنت و لطف الهی میداند. محبوب با حرکات دلربا و شیرین خود، فضایی از خوشی و سرور را به اطراف میآورد. شاعر اشاره میکند که این جمال جاودانه فقط به چشم و دل بزرگمنشان مینشیند و در لایههای عمیقتری از زیبایی نهفته است. او تأکید میکند که محبوب در دل هر کسی که ناگهان به او نگاه کند، تأثیر عمیقی میگذارد و نشانواری از مقام والای خود دارد. با اشاره به طالع و سرنوشت، شاعر بیان میدارد که هر چند بر او تأثیر نگذاشته، اما همچنان زیبایی و جذابیت آن محبوب را تحسین میکند. در نهایت، شاعر با دلنگرانی از عدم پیشرفت در کلمات خود، به این زیبایی اشاره میکند که چگونه این گویش و شعر میتواند بر زندگیاش تأثیر بگذارد.