شمارهٔ ۳۳۲ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مستفعلن فع مستفعلن فع (متقارب مثمن اثلم)
تابم ز دل برد کافرادایی
بالا بلندی کوته قبایی
از خوی ناخوش دوزخ نهیبی
وز روی دلکش مینولقایی
در دیرگیری غافل نوازی
در زودمیری عاشق ستایی
زردشت کیشی آتش پرستی
برسم گزاری زمزم سرایی
چون مرگ ناگه بسیارتلخی
چون جان شیرین اندک وفایی
در کام بخشی ممسک امیری
در دلستانی مبرم گدایی
گستاخ سازی پوزش پسندی
طاقت گدازی صبرآزمایی
در کینه ورزی تفسیده دشتی
در مهربانی بستانسرایی
از زلف پر خم مشکین نقابی
از تابش تن زرین ردایی
در عرض دعوی لیلینکوهی
بر رغم غالب مجنونستایی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف احوالات و احساسات مختلف میپردازد. او از کشمکشهای درونی و ناامیدیهای عاشقانه صحبت میکند و به تمایز میان عشق و مرگ، زیبایی و زشتی اشاره میکند. شاعر از تجربیات مختلفی مانند دوستی، کینه، و محبت سخن میگوید و با استفاده از تصاویری پر از نماد و تشبیه، تضادهای زندگی را به تصویر میکشد. در نهایت، او به قدرت عشق و تأثیر آن بر روح انسان اشاره میکند و نشان میدهد که عشق میتواند در عین تلخیها، زیباییهایی را به ارمغان آورد.