نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۹ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

لرزه دارد خطر از هیبت ویرانه ما

سیل را پای به سنگ آمده در خانه ما

تفی از برق بلا تعبیه دارد در خویش

دهن خاک کند آبله از دانه ما

چشم بر تازگی شور جنون دوخته است

در خزان بیش بود مستی دیوانه ما

می به اندازه حرام آمده ساقی برخیز

شیشه خود بشکن بر سر پیمانه ما

تنگیش نام برآورده تماشا دارد

در پی مور فرو رفتن کاشانه ما

به چراغی نرسیدیم درین تیره سرا

شمع خاموش بود طالع پروانه ما

دم تیغت تنک و گردن ما باریک است

آفرین بر تو و بر همت مردانه ما

دود آه از جگر چاک دمیدن دارد

زلف خیزست زهی دستگه شانه ما

خوش فرو می رود افسون رقیبت در دل

پنبه گوش تو گردد مگر افسانه ما

مو برآید ز کف دست اگر دهقان را

نیست ممکن که کشد ریشه سر از دانه ما

داده بر تشنگی خویش گواهی غالب

دهن ما به زبان خط پیمانه ما

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بحران‌ها و رنج‌های زندگی اشاره دارد. شاعر از خطراتی که بر سر ویرانه‌ها و مشکلات موجود است، سخن می‌گوید. او به مبارزات و چالش‌های زندگی در محیطی پر از آشفتگی و سختی پرداخته و از زحمات خود یاد می‌کند. این شعر همچنین به تناقض‌ها و ویژگی‌های زندگی مانند لذت و مصیبت، امید و ناامیدی می‌پردازد و در نهایت به تلخ‌کامی‌هایی که انسان‌ها با آن مواجه هستند اشاره می‌کند. با استفاده از تصاویری چون "می به اندازه حرام" و "شمع خاموش"، شاعر احساسات عمیق و پیچیده‌اش نسبت به زندگی و دشواری‌های آن را به تصویر می‌کشد.