نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۱ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلاتن (رمل مثمن مخبون)

ای خداوند خردمند و جهان داور دانا

وی به نیروی خرد بر همه کردار توانا

ای به رفتار و به دیدار ز زیبائی و خوبی

سرو نوخاسته آسا مه ناکاسته مانا

به ادا پایه فزایا به نظر عقده گشایا

به کرم ابر عطایا به غضب برق سنانا

به نگه خسته نوازا به سخن بذله طرازا

به قلم غالیه سایا به نفس عطرفشانا

شه نشان کلب علیخان که تویی یوسف ثانی

نبود ثانی و همتای تو در دهر همانا

دانم از حال و مآلم خبری داشته باشی

سرنوشت ازلی گرچه ندارد خط خوانا

دشمنم چرخ تو بینی و نسوزی به عتابش

به عدو صاعقه ریزا به محب فیض رسانا

جانشین تو کند نام ترا زنده به گیتی

باد فردوس برین جای تو فردوس مکانا

غالب از غم چه خروشی به تو زیباست خموشی

با کریم همه دان هیچ مگو هیچ مدانا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش خداوند خردمند و برتر پرداخته است. شاعر به قدرت و زیبایی خداوند اشاره می‌کند و او را منبع همه خصلت‌های خوب و زیبایی‌ها می‌داند. او خدا را به عنوان منبع رحمت و نعمت معرفی می‌کند و از او درخواست می‌کند که سرنوشت انسان‌ها را در دست گیرد. شاعر همچنین به ستم دشمنان اشاره‌ کرده و دعا می‌کند که خداوند به دوستان خود فیض و برکت عطا کند. در نهایت، شاعر به خموشی و سکوت در برابر زیبایی‌های خداوند تأکید می‌کند و بیان می‌کند که دانایی و کمال او فراتر از فهم انسان‌هاست.