نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۸ غالب دهلوی

غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از انده نایافت قلق می‌کنم امشب

گر پرده هستی‌ست که شق می‌کنم امشب؟

هان آینه بگذار که عکسم نفریبد

نظاره یکتایی حق می‌کنم امشب

آتش به نهادم شده آب، از تف مغزم

از تب نبود این که عرق می‌کنم امشب

جان بر لبم اندازه دریا کشییم نیست

از می طلب سد رمق می‌کنم امشب

از هر بن مو چشمه خون بازگشادم

آرایش بستر ز شفق می‌کنم امشب

می می‌چکد از لعل لبش در طلب نقل

مشتی ز کواکب به طبق می‌کنم امشب

نازم سخنش را و نیابم دهنش را

خوش تفرقه در باطل و حق می‌کنم امشب

عمری‌ست که قانون طرب رفته ز یادم

آموخته را باز سبق می‌کنم امشب

غالب نبود شیوه من قافیه‌بندی

ظلمی است که بر کلک و ورق می‌کنم امشب

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعر از یک شاعر است که احساسات عمیق و عذابی را بیان می‌کند. در آن شب، شاعر به کشمکش‌های درونی خود و تلاش برای درک حقیقت اشاره می‌کند. او به بی‌تابی و درد درون خود اعتراف می‌کند و از تنهایی و ناامیدی می‌گوید. همچنین به یادآوری لحظات خوشی اشاره دارد که اکنون فراموش شده‌اند. شاعر در تلاش است تا از زیبایی‌ها و لذت‌ها بهره‌برداری کند اما در عین حال با دلتنگی و غم دست و پنجه نرم می‌کند. این شعر در نهایت به کنش هنری و خلاقیت شاعر اشاره دارد که در بحبوحه مشکلات، همچنان به نوشتن و خلق اثر ادامه می‌دهد.