شمارهٔ ۴۵ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خیز و بیراهه روی را سر راهی دریاب
شورش افزا نگه حوصله کاهی دریاب
عالم آیینه رازست چه پیدا چه نهان
تاب اندیشه نداری به نگاهی دریاب
گر به معنی نرسی جلوه صورت چه کم ست
خم زلف و شکن طرف کلاهی دریاب
غم افسردگیم سوخت کجایی ای شوق
نفسم را به پرافشانی آهی دریاب
بر توانایی ناز تو گواهیم ز عجز
تاب بیجاده به جذب پر کاهی دریاب
تا چه ها آینه حسرت دیدار توایم
جلوه بر خود کن و ما را به نگاهی دریاب
تو در آغوشی و دست و دلم از کار شده
تشنه بی دلو و رسن بر سر چاهی دریاب
داغ ناکامی حسرت بود آیینه وصل
شب روشن طلبی روز سیاهی دریاب
فرصت از کف مده و وقت غنیمت پندار
نیست گر صبح بهاری شب ماهی دریاب
غالب و کشمکش بیم و امیدش هیهات
یا به تیغی بکش و یا به نگاهی دریاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عمیق و بیتابیهای عاشقانه اشاره دارد. شاعر از محبوب خود میخواهد که در مسیر زندگی به او توجه کند و از غمها و مشکلاتش آگاه شود. او به راز و رمز زندگی و عشق اشاره میکند و از محبوبش میخواهد که به او یک نگاه کند تا روشنایی وجودش را دریابد. شعر همچنین به حسرت و ناکامی در عشق اشاره میکند و از فرصتها و لحظات ارزشمند زندگی یاد میکند. در نهایت، شاعر به کشمکش بین بیم و امید و نیاز به اقدام برای رسیدن به محبوب اشاره میکند.