شمارهٔ ۴۶ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
گر پس از جور به انصاف گراید چه عجب؟
از حیا روی به ما گر ننماید چه عجب؟
بودش از شکوه خطر ور نه سری داشت به من
به مزارم اگر از مهر بیاید چه عجب؟
رسم پیمان به میان آمده خود را نازم
گفته باشد که ز گفتن چه گشاید چه عجب؟
شیوه ها دارد و من معتقد خوی ویم
شوقم از رنجش او گر بفزاید چه عجب؟
چون کشد می، کشدم رشک که در پرده جام
از لب خویش اگر بوسه رباید چه عجب؟
طره درهم و پیراهن چاکش نگرید
اگر از ناز به خود هم نگراید چه عجب؟
هرزه میرم شمرد، وز پی تعلیم رقیب
به وفا پیشگیم گر بستاید چه عجب؟
کار با مطربه زهره نهادی دارم
گر لبم ناله به هنجار سراید چه عجب؟
آن که چون برق به یک جای نگیرد آرام
گله اش در دل اگر دیر نپاید چه عجب؟
با چنین شرم که از هستی خویشش باشد
غالب ار رخ به ره دوست نساید چه عجب؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با محوریت عشق و رابطههای انسانی بیانگر احساسات پیچیدهای است. شاعر میگوید اگر معشوقهاش بعد از زورگوییها به انصاف میآید، این امر شگفتآور نیست. همچنین اگر او به دلیل حیا بر رویش را از شاعر برگرداند یا حتی اگر به مزار شاعر بیاید و نشاندهنده محبتش باشد، تعجبی ندارد. شاعر همچنین به پیوندها و پیمانهای عاشقانه اشاره میکند و میگوید اگر عشقش منجر به رنجش او شود، چنین حالتی هم جای تعجب ندارد. در ادامه، به زیبایی و جذابیت معشوقهاش اشاره میکند و میگوید اگر او از ناز خود غفلت کند، این نیز عادی است. در نهایت، شاعر بیان میکند که با وجود این همه شرم و تردید، اگر محبوبش نتواند به راحتی در کنار او باشد، دور از انتظار نیست. بهطور کلی، شاعر به تناقضات و پیچیدگیهای عشق و احساسات انسانی پرداخته است.