شمارهٔ ۷۲ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
لب شیرین تو جان نمکست
وین که گفتم به زبان نمکست
در نهاد نمک از رشک لبت
هست شوری که فغان نمکست
ای شده لطف و عتابت همه ناز
ناز در عهد تو کان نمکست
ناز سرمایه دیگر ز تو یافت
نمک خوان تو خوان نمکست
شورها صرف فغانم کردند
نمک از حسرتیان نمکست
زخم ما پنبه مرهم دارد
زین سفیدی که نشان نمکست
گر نمکسود کنی زخم دلم
سود زخم ست و زیان نمکست
گفتی الماس فشاندم، تو و حق
نازش من به گمان نمکست
نطق من مایه من بس غالب
خود نمک گوهر کان نمکست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت زبان و لبان معشوقه است که به نمک تشبیه شدهاند. شاعر با استفاده از تصاویری چون "لب شیرین" و "جان نمک" احساساتی از شور و شوق را بیان میکند. او همچنین به زخمها و حسرتهایی که از عشق به وجود آمده اشاره میکند و نشان میدهد که در عین زیبایی، درد و حسرت نیز وجود دارد. در مجموع، شعر به زیبا و دلنشین بودن عشق و در عین حال تلخیهای آن میپردازد.