شمارهٔ ۸۷ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
با من که عاشقم سخن از ننگ و نام چیست؟
در امر خاص حجت دستور عام چیست؟
مستم ز خون دل که دو چشمم از آن پرست
گویی مخور شراب و نبینی به جام چیست؟
با دوست هر که باده به خلوت خورد مدام
داند که حور و کوثر و دارالسلام چیست؟
دلخسته غمیم و بود می دوای ما
با خستگان حدیث حلال و حرام چیست؟
در روز تیره از شب تارم نماند بیم
چون صبح نیست خود چه شناسم که شام چیست؟
با خیل مور می رسی از ره خوش ست فال
قاصد بگو کز آن لب نوشین پیام چیست؟
گفتی قفس خوش ست توان بال و پر گشود
باری علاج خستگی بند دام چیست؟
از کاسه کرام نصیبست خاک را
تا از فلک نصیبه کأس کرام چیست؟
نیکی ز تست از تو نخواهیم مزد کار
ور خود بدیم کار توایم انتقام چیست؟
غالب اگر نه خرقه و مصحف به هم فروخت
پرسد چرا که نرخ می لعلفام چیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعات عشق، معنویت و جستجوی حقیقت میپردازد. شاعر از عشق خود و بیاعتنایی به افتخار و شهرت سخن میگوید و تاکید میکند که در مسائل مهم، راهنماییهای عمومی کافی نیست. او به وابستگی انسانها به عشق و شراب اشاره میکند و میگوید که در دلش غمی وجود دارد که شراب میتواند تسکینش دهد. همچنین او به خستگی در زندگی اشاره میکند و میپرسد که چه محصولی از رنجها و سختیهایش به دست میآید. او در نهایت به این نکته میرسد که نیکوکاری و محبت، نیازی به پاداش ندارد و باز هم جویای حقیقت و زیبایی موجود در زندگی است.