شمارهٔ ۹۱ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در گرد ناله وادی دل رزمگاه کیست؟
خونی که می دود به شرایین، سپاه کیست؟
حسن تو در حجاب ز شرم گناه کیست؟
جا بر کرشمه تنگ ز جوش نگاه کیست؟
مست ست و رخ گشاده به گلزار می رود
خون در دل بهار ز تأثیر آه کیست؟
ما با تو آشنا و تو بیگانه ای ز ما
آخر تو و خدا، که جهانی گواه کیست؟
مو برنتابد این همه پیچ و خم و شکن
زلف تو روزنامه بخت سیاه کیست؟
زین سان که سر به سر گل و ریحان و سنبل ست
طرف چمن نمونه طرف کلاه کیست؟
رشک آیدم به روشنی دیده های خلق
دانسته ام که از اثر گرد راه کیست
با من به خواب ناز و من از رشک بدگمان
تا عرصه خیال عدو جلوه گاه کیست؟
بیخود به وقت ذبح تپیدن گناه من
دانسته دشنه تیز نکردن گناه کیست؟
غالب حساب زندگی از سر گرفته است
جانا به من بگو که غمت عمرکاه کیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر تفکرات شاعر را درباره معشوق و عواطف عاشقانه به تصویر میکشد. شاعر در دنیای پر غم و درد دل، از خونی که در رگهای سپاه میجوشد و از حسن معشوق که در حجاب است سخن میگوید. او به زیبایی و شور زندگی اشاره میکند و به معشوقی که در عین نزدیکی، همچنان بیگانهاست، فکر میکند. شاعر با تردید به عشق و درد دل مینگرد و از روشنایی چشم دیگران حسرت میخورد. در نهایت، او از غم و رنج حیات و چگونگی گذر عمر میپرسد. شعر بیانگر تناقضات عشق و وجود آدمی است که در جستجوی معنا و فهم از زندگی و عشق است.