شمارهٔ ۹۲ غالب دهلوی
غالب دهلوی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
در تابم از خیال که دل جلوه گاه کیست؟
داغم ز انتظار که چشمش به راه کیست؟
از ناله خیزی دل سختش در آتشم
کاین سنگ، پر شرر ز هجوم نگاه کیست؟
چشمش پر آب از تف مهر پریوشی ست
من در گمان که از اثر دود آه کیست؟
ظالم تو و شکایت عشق این چه ماجراست؟
باری به من بگو که دلت دادخواه کیست؟
در خود گم ست جلوه برق عتاب تو
این تیرگی به طالع مشت گیاه کیست؟
نیرنگ عشق شوکت رعنایی تو برد
در طالع تو گردش چشم سیاه کیست؟
گوید ز عجز چون تو خداناشناس حیف
با چون خودی که داور گیتی گواه کیست؟
با این همه شکست درستی ادای اوست
رنگ رخت نمونه طرف کلاه کیست؟
با تو به پند حرف به تلخی، گناه من
با من به عشق غلبه به دعوی گناه کیست؟
غالب کنون که قبله او کوی دلبری ست
کی می رسد بدین که درش سجده گاه کیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عمق احساسات عاشقانه و درد و انتظار شاعر اشاره دارد. شاعر در جستجوی محبوب خود است و از درد انتظار و بیخبری رنج میبرد. او به چشمان معشوقاش که پر از مهر و احساس است، اشاره میکند و از عذاب ناشی از عاشق بودن میگوید. همچنین، شاعر به معضلات و نیرنگهای عشق و رنجهای ناشی از آن پرداخته و در عین حال از یکدیگر میپرسند که در این روند گناه کیست و در نهایت به جستجوی محبوب خود ادامه میدهد. شاعر به سردرگمی خود در عشق و تلاش برای درک حقیقت و عدالت اشاره دارد.