شمارهٔ ۱۰۳ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
از یار بریدن بسزا وار گزیدن
مستم ز بنفشه بسمن برگ گزیدن
چون سیم کشیده شده مویم بجوانی
از راز نهان کردن و اندیشه کشیدن
از بسکه سخندانم هر گونه بگویم
هستم گه و بیگاه بانگشت گزیدن
بسیار شدند انده و کم گشت نشاطم
ز اندیشه کم گفتن و بسیار شنیدن
اندیشه بسیار نهفتن بدل اندر
چون کوه کشیدن بود این صبر کشیدن
اندیشه بپوشیدن و بد مهر نمودن
تیمار خریدن بود و پرده دریدن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق و جدایی میپردازد. شاعر از یار خود جدا شده و با یاد او دچار سردرگمی و اندوه است. او از زیبایی و جذابیت معشوق خود میگوید و اینکه چگونه عشقش او را مست کرده است. همچنین به سختیهای خود در تحمل این جدایی و تحمل اندوه اشاره میکند. شاعر به تفکر و سکوت در مسائل عاطفی اشاره میکند و در نهایت به این نتیجه میرسد که این اندرون پر از اندیشه و دلتنگی، شبیه به بار سنگینی است که بر دوش اوست.