نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای آنکه چون تو زیر فلک شهریار نیست

آمد بهار خرم و کس شاد خوار نیست

اندر بهی شدنت بیابد بها بهار

تا تو بهی نیابی کس را بهار نیست

تا تو بهار یافتی از درد خستگی

اندر همه جهان تن کس بی نهار نیست

جاوید جانت را بتن اندر قرار باد

کز تو بگیتی اندر کس را قرار نیست

عمر تو در نشاط و خوشی بی شمار باد

زیرا که با تو دانش و دین را شمار نیست

جان تو با تن تو ملک سازگار باد

چندان که باد و خاک بهم سازگار نیست

تو دوستدار خلق و ترا چرخ دوستدار

نفرین بر آن کسی که ترا دوستدار نیست

پشت و پناه خلق جهانی ز هر بدی

پشت و پناه تو بجز از کردگار نیست

جز مدح و آفرین تو کارم مباد و نیست

در دولتت بجز طربم نیز کار نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر به ستایش شخصیتی بزرگ و مهربان می‌پردازد که در روزگار خویش، بهاری از شادی و خوشبختی را به ارمغان آورده است. او تأکید می‌کند که در absence این شخصیت، کسی شاد نیست و همه چیز وابسته به وجود اوست. شاعر آرزو می‌کند که عمر این فرد پر از نشاط و خوشی باشد و بر دوستی او با خلق و تأثیر مثبتش بر دیگران تأکید می‌کند. در پایان، شاعر می‌گوید که تنها کار او مدح و ستایش این فرد است و در زندگی‌اش جز شادی در کنار او، چیزی ندارد.