شمارهٔ ۷ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر به بستان آسیب دید نار از سیب
بخانه باز پشیمان شده است از آسیب
ز درد سیب بخون در غریق شد دل نار
ز شرم نار برنگ عقیق شد رخ سیب
می عقیق بران نار و سیب باید خورد
ببانک رود و سرود و حدیث ناز و عتیب
ز برف کوه شد سیمگون نشیب و فراز
ز برگ باغ شده زردگون فراز و نشیب
همیشه تا که جهان هست باد خسرو را
ز بوسه دادن شاهان دهر سوده رکیب
خدایگان جهان لشگری که هیچ کسی
بر او روا نکند تنبل و فسون و فریب
ز طبع ناصح او دور باد رنج و عنا
ز جان حاسد او دور باد صبر و شکیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهٔ رابطهٔ بین دو میوه، سیب و نار، و تاثر متقابل آنهاست. اگر نار به سیب آسیب بزند، به خانهاش برمیگردد و از این آسیب پشیمان میشود. دل سیب به خاطر درد نار، خونین میشود و چهرهٔ سیب از شرم، مانند عقیق سرخ میشود. در ادامه، شاعر به اهمیت لذت بردن از می و زیباییها اشاره میکند و از جنگ و زخمهای زندگی سخن میگوید. همچنین، به عظمت خداوند و شجاعت لشکر او اشاره میکند، و درخواست میکند تا از درد و رنج و حسادت دور باشند. در نهایت، شاعر بر اهمیت دوستی و زیباییهای زندگی تأکید میکند.