نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بند بلا دیده و از بند بجسته

مردانه شده آمده بر شهر خجسته

بنشین و طرب کن بمین و مطرب و معشوق

کز جستن تو هست عدو زار نشسته

از دست عدو راست چنان آمده اینجا

کز دست رود باز گرسنه سوی مسته

مات از قبل خویش بدست نسپردیم

یزدان جهان داد بما باز بدسته

خود کردی شیری و دلیری که بجستی

جز تو بجهان نیست کس آنجای بجسته

نگشاد در شادی تا تو نگشادی

کز بستن تو بود در شادی بسته

زانست قوی شیر بگردون که بهرگاه

از خود بتن خویش رسولست فرسته

آنکس که نمی خواست شکسته دل تو شاد

از گرز تواش زود شود پشت شکسته

آن باد پس رنجت و آن باد پس غم

خصمان همه آواره و ضدان همه خسته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمجید از فردی می‌پردازد که دارای خصال نیکو و اخلاقی برجسته است. او به این واقعیت اشاره می‌کند که این شخص در مواجهه با دشمنان، دارای شجاعت و حربه‌ای قوی است. همچنین، بر ویژگی‌های شیرین گفتار و رفتار این فرد تأکید می‌شود. شاعر از مهر و محبت این شخص نسبت به خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که دیگران نیز به خاطر خوبی‌های او خشنود هستند. در نهایت، شاعر از درد و رنجی که متحمل شده یاد می‌کند و نشان می‌دهد که عشق و آرزو نسبت به این فرد باعث شده تا او به راهی ناشناخته برود.