شمارهٔ ۱۲ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای آنکه مر ترا بجهان در نظیر نیست
آنکو خطر نیافت ز فیضت خطیر نیست
ای یادگار آنکه نبودش نظیر کس
ای دلفروز آنکه کس او را نظیر نیست
تو ماه روزگاری و او میر روزگار
چون او و چون تو بر بزمین ماه و میر نیست
چندان که داشت تاج و سریر ولوا جهان
چون تو سزای تاج ولوا و سریر نیست
دست مخالفان تو هست از دهان قصیر
دست موافقانت ز گردون قصیر نیست
چون روی دوستان تو گلنار و لاله نیست
چون روی دشمنان تو زرد و زریر نیست
آن کز تو نیست گشته جلیل او جلیل نیست
وان کز تو نیست گشته حقیر او حقیر نیست
چون دست تو برادی ابر بهار نیست
چون لفظ تو بپاکی در منیر نیست
شادان بزی بشاهی با میر جاودان
کز هر دو چون ز روزی کس را گزیر نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به تمجید از شخصی بزرگ و بینظیر پرداخته است. شاعر با استفاده از تشبیههایی چون "ماه روزگار" و "میر روزگار"، به ویژگیهای خاص این فرد اشاره میکند و میگوید که او در دنیا نظیری ندارد. همچنین، شاعر بر این نکته تأکید دارد که برتری و عظمت این شخص به هیچوجه قابل مقایسه با دیگران نیست و هر کس که از او دور شود، ارزش و اعتبارش کاهش مییابد. در نهایت، شاعر از این فرد دعوت میکند که با شادی و خوشحالی به زندگی ادامه دهد، زیرا او همواره مقام و منزلت ویژهای خواهد داشت.