شمارهٔ ۱۲۸ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
مرا ز منصب تحقیق انبیاست نصیب
چه آب جویم از جوی خشک یونانی
برای پرورش جسم، جان چه رنجه کنم
که حیف باشد روح القدس به سگبانی
به حُسن صوت چو بلبل مقید نظمم
به جرم حسن چو یوسف اسیر و زندانی
بسی نشستم من با اکابر و اعیان
بیازمودمشان آشکار و پنهانی
نخواستم ز تمنا مگر که دستوری
نیافتم ز عطاها مگر پشیمانی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیهای یک شخصیت بزرگ میپردازد که به او سخاوت و قدرت را نسبت میدهد. او میگوید که این فرد با سخاوتش به دیگران نیکی میکند و در عین حال خود را نمیبیند. هرچند او در نظر مردم فرمانروایی قدرتمند است، اما به راحتی از سختیها عبور میکند و در فضای بزم و مهمانیها به دیگران کمک میکند. شاعر همچنین به این نکته اشاره میکند که این فرد همچون یوسف از زندان آزاد شده و به مراد دلش میرسد. بهطور کلی، شعر به تصویر کشیدن عظمت و بزرگمنشی یک شخصیت سخاوتمند و توانمند میپردازد.