نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

این جهان را سایه تو باد بر سر جاودان

زانکه چندانی که هستی این جهان جان پرور است

گرد سم اسب تو در چشم شاهان توتیا است

نعل سم اسب تو بر فرق میران افسر است

گر کسی صد سال یزدان را پرستد روز و شب

چون مهی کین تو جوید جاودانه کافر است

دست و چشمت جفت ساغر باد و جفت روی دوست

تا بگیتی نام دلدار است و نام ساغر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن بر اهمیت و ارزش وجودی شخصی خاص تأکید دارد که جهانیان تحت سایه او به جاودانگی و زندگی ادامه می‌دهند. شاعر به ستایش عظمت و مقام این شخص می‌پردازد و می‌گوید که حتی عبادت خداوند به مدت صد سال هم در مقایسه با عشق به این فرد هیچ ارزش ندارد. همچنین از زیبایی عشق و دوستی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که نام محبوب و ساغر (مظهر عشق و خوشی) در این جهان همواره باقی خواهد ماند.