شمارهٔ ۲۹ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
خدایگان جهان را طبیب دارو داد
موافق آمد از بهر آنکه نیکو داد
اگر چه روزی موئی بکاست از تن شاه
هزار سال بجسم و روانش نیرو داد
جهان و جان و دل و تنش هر سه باد فدا
که هر سه چار مرا چون نگه کنم او داد
ایا خدای ترا داده صد هزار هنر
هم او بدشمن تو صد هزار آهو داد
مباد خسته یکی روز پشت و پهلوی تو
که بخت خصم ترا درد پشت و پهلو داد
ز نور خویشتن ایزد بیافرید ترا
پس انگهت بسزا دست و تیغ و بازو داد
ترا زمانه زبانی بداد گوهر بار
ولی بچشم عدوی تو باز لولو داد
ایا مبارک داروی تو مبارک باد
که دشمنان ترا بخت مرگ دارو داد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مدح و ستایش خداوند میپردازد که جهان و انسان را آفریده و قدرت و هنرهای زیادی به آنها عطا کرده است. او اشاره میکند که حتی اگر دچار مشکل یا درد شود، این قدرت و نیرو همچنان از جانب خداوند است. همچنین، شاعر به این نکته میپردازد که خداوند دشمنان را نیز به بختی بد و نادرست دچار کرده و بدین ترتیب از آن محافظت میکند. در نهایت، شاعری آرزوی خوشبختی و سلامت برای فرد مورد نظر خود دارد و بر این باور است که دشمنان به دلیل وضعیتی که خداوند برایشان فراهم کرده، در معرض خطر مرگ هستند.