نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۴ قطران تبریزی

قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدایگانا چشم دلت فروخته باد

بآتش غم جان عدوت سوخته باد

بزر و گوهر شادی خری که دشمن تو

خریده باد غم و خرمی فروخته باد

سپاه محنت بر دشمن تو تاخته باد

و زو برنج و بلا کینه تو توخته باد

بروز پاک جهان بر عدوت باد سیاه

هوا بتیره شبان پیش تو فروخته باد

مخالفان ترا سر بگرز کوفته باد

منافقان ترا دل بتیر دوخته باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به نوعی دعا و نفرین است. شاعر از خدایگان می‌خواهد که دل‌های دشمنان را به غم و اندوه بیفکند و آنها را به محنت و بلا دچار کند. همچنین، اشاره به غم‌ها و دشمنی‌ها دارد که به سوی دشمنان روانه می‌شود. در نهایت، شاعر از خدا می‌خواهد که مخالفان و منافقان، به عذاب و آزار دچار شوند. این شعر نشان‌دهنده‌ی احساسات شدید و خواسته‌های شاعر در برابر دشمنانش است.