شمارهٔ ۴۸ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
بجز نشاط و طرب طبع تو طلب نکند
کسی بود که ترا بیند و طرب نکند
کسی که بخشش و بخشایش تو دیده بود
حدیث بخشش و بخشایش عرب نکند
جهان طلب نکند هرکه یافت در گه تو
کسی که دریا بیند شمر طلب نکند
اگر کسی بوفا و سخا نسب جوید
بجز بدست و دل راد تو نسب نکند
که را بخواهد یزدان حرام روزی کرد
بدست راد تو روزیش را سبب نکند
بقات بادا چندانکه هیچ مخلوقی
ز شب نسازد روز و ز روز شب نکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به توصیف ویژگیهای خاص و برجستهی یک شخص میپردازد که باعث شادی و خوشحالی دیگران میشود. وی به این نکته اشاره میکند که هیچکس نمیتواند از زیبایی و بخشش این فرد بینصیب بماند و در واقع، هر که او را ببیند به طرب نمیافتد. شاعر همچنین بیان میدارد که اگر کسی به دنبال وفا و بخشش باشد، باید به او رجوع کند، زیرا او تنها کسی است که این ویژگیها را به درستی ارائه میدهد. در نهایت، اشارهای به اهمیت حضور این فرد در زندگی دیگران و تاثیر مثبت او بر روی روز و شب آنها دارد، به طوری که در غیابش، روز به شب تبدیل نمیشود و برعکس.