شمارهٔ ۵۶ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
اگر بمهر من آن ماه را نیاز آید
چنانکه زود برفتست زود باز آید
برزم رفت و بسی رنج نابسازی کرد
رسد بباده خوری باز بزم ساز آید
همی دهیم براه فراز کردن چشم
امیدوار که او ناگهی فراز آید
دراز وعده نگار است و من از او در بیم
اگر چه وعده اش از عشق من دراز آید
مرا ز فرقت آن ماه آفتاب طراز
ز خون دیده همی بر دو رخ طراز آید
اگر ببیند حور آن بت نیازی را
بدان نیازی هر ساعتش نیاز آید
پس از فراقش روزی مگر وصال بود
پس از نشیبی روزی مگر فراز آید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شاعرانه به احساسات عاشقانه و انتظارِ وصال میان عاشق و معشوق میپردازد. شاعر از زیبایی معشوق و غیبت او صحبت میکند و بر این باور است که اگر معشوق نیاز به او داشته باشد، به زودی به سوی او بازخواهد گشت. او همچنین به رنج و آرزوی خود از دوری و انتظار برای دیدار اشاره میکند و ابراز نگرانی میکند که وعدههای عشق ممکن است طولانی شوند. در نهایت، شاعر امید دارد که پس از دوران جدایی، روزی وصال و بازگشت معشوق تحقق یابد.