شمارهٔ ۸ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
سر و بالایی که دارد بر سر گل مشک ناب
آفت دلهاست و اندر دیدهام چون آفتاب
روی رنگینش چو ماه تافته بالای سرو
زلف مشکینش چو مشک تافته بر ماهتاب
صبر از آن خواهم همی تا عشق او پوشم به صبر
خواب از آن خواهم همی تا روی او بینم بخواب
هرکه خواهد صحبت خوبان و پیوند بتان
همچو من دارد دل پر درد و جان پر عذاب
ای سرورافزای دلها چون حیات اندر وصال
وی نشاطافزای جانها چون شراب اندر شباب
تا به اندر باغ آید همچو ناف نیکوان
تا که چشم عاشقان باشد چو در نیسان سحاب
چون سحاب ماه نیسان باد چشم دشمنت
روی خصمانت چو آبی باد آخر ماه آب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیبایی و جذابیت معشوقی است که به دلهای عاشقان آسیب میزند. شاعر توصیف میکند که چگونه روی رنگین معشوقش مانند ماه و زلفش مانند مشک است. او در انتظار رسیدن به محبت معشوقش صبر میکند و آرزو دارد در خواب روی او را ببیند. شاعر حس درد و عذاب را در دل دارد و از نشاط و زندگی که عشق به او میبخشد سخن میگوید. او در تلاش است تا در باغ زندگی، زیبایی معشوق و دلفریبی آن را همانند باران در بهار حس کند. در نهایت، به مقایسه روزهای سخت و چالشها در عشق میپردازد.