شمارهٔ ۹ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)
ز اول اردی بهشت گشت جهان چون بهشت
از قبل آنکه درد شاه جهان را بهشت
ای ملک خوب کار خوب خوی و خصم زشت
بادت چندان بقا کاب و گل و شاخ و کشت
نامه عمر تو چرخ تا بقیامت نوشت
جامه فر تو دهر با کف اقبال رشت
یزدان از نور خویش جان و تن تو سرشت
تخم نشاط آسمان خود ز برای تو کشت
باد دل دشمنانت جایگه تیر و خشت
بستر ایشان ز خاک بالش ایشان ز خشت
با تو زینک وز بد با همه خلقی کنشت
خانقه دشمنت باد چو ویران گشت
هست جهان خدای از تو بشادی بهشت
بگذر و بگذار شاد هزار اردی بهشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییهای بهشت و نعمتهای زندگی میپردازد. شاعر از آغاز اردیبهشت به عنوان زمانی ویژه سخن میگوید که جهان بهشتی شده است. او اشاره میکند که خداوند انسان را از نور خود آفریده و زندگی او را با خوشیها و شادیها پر کرده است. در مقایسه با دشمنان، شاعر تأکید میکند که سرنوشت آنها به تباهی و سختی میانجامد. در نهایت، از خواننده میخواهد که هرچه سریعتر از شادمانی و زیباییهای زندگی لذت ببرد.