شمارهٔ ۹۳ قطران تبریزی
قطران تبریزی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
هان صائم نواله این سفله میزبان
زین بی نمک ایا منه انگشت بر دهان
لب تر مکن به آب که طلق است در قدح
دست از کباب دار که زهر است توامان
با کام خشک و با جگر تفته در گذر
ایدون که در سراسر این سبز گلستان
کافور همچو گل چکد از دوش شاخسار
زیبق چو آب برجهد از ناف آبدان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به میهمانی و لذتهای آن اشاره میکند، اما با نوعی نیش و کنایه به بینمکی و کمارزشی این تجربیات میپردازد. او هشدار میدهد که در این مهمانی از آب و غذاهایی که ممکن است مضر باشند صرفنظر کند. همچنین، تصویری از طبیعت و زیبایی گلستان به همراه طمع خوشایند کافور و زیبق را به تصویر میکشد، اما در کنار آن احساس بیمیلی و نارضایتی از وضع موجود را بیان میکند. در نهایت، حس میهمانی به زیباییهای طبیعت آمیخته شده است، اما تضاد بین آنها به وضوح قابل مشاهده است.