نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

از جا نبرد صحبت اهل هوس مرا

آتش نیم که تیز کند خار و خس مرا

آمیزشم چو جغد شگون نیست بر کسی

گو آشنای خویش مدان هیچ‌کس مرا

هنگام عرض حال ز چین جبین تو

در سینه چون حباب گره شد نفس مرا

بر من زمانه منت بال هما نهد

افتد به سر چو سایه بال مگس مرا

دنبال کاروان بلا عشق دم‌به‌دم

آواز می‌کند به زبان جرس مرا

ای عندلیب نیست مرا بر تو حسرتی

گلشن ترا مبارک و کنج قفس مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عمیق خود درباره عشق و تنهایی می‌پردازد. او از سختی‌های ناشی از عشق و بی‌توجهی دیگران سخن می‌گوید، و نشان می‌دهد که همچون جغدی در تنهایی به سر می‌برد. در عین حال، او به زیبایی‌های معشوق اشاره می‌کند و بی‌تابی خود را در مورد عشق بیان می‌کند. شاعر احساس می‌کند که زمانه بر او فشار می‌آورد و در پی عشق به سختی گذر می‌کند. او به معشوقش می‌گوید که از او حسرتی ندارد و برایش آرزوی بیشتری نمی‌کند، بلکه در کنج تنهایی خود به فکر زیبایی‌هاست.