نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دلبستگی نماند به وارستگی مرا

وارستگی مباد ز دلبستگی مرا

آسودگی به شربت مرگم علاج کرد

دشمن طبیب گشت درین خستگی مرا

کردم ز عشق شکوه تلافی نمی‌شود

سوزند اگر به آتش وارستگی مرا

روزی که جامه بر قد احباب دوختند

عشقت قبول کرد به شایستگی مرا

ترسم ز نازکی شکند شیشه دلم

در بر کش ای نسیم به آهستگی مرا

قدسی روم طفیل حریفان به بزم او

هرگز نخواند یار به دانستگی مرا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر احساسات عمیق شاعر درباره دلبستگی و وارستگی است. شاعر می‌گوید که دلبستگی‌اش به عشق نمی‌تواند به راحتی برود و وارستگی نیز به معنای رهایی از این دلبستگی برایش غیرممکن است. او به تلخی می‌گوید که مرگ برایش آرامش‌بخش شده و احساس می‌کند که عشقش باعث سوزش و رنج بیشترش شده است. همچنین، او از نازکی و ظرافت دلش می‌هراسد و می‌خواهد که این احساسات با احتیاط مدیریت شوند؛ زیرا آسیب‌پذیری او ممکن است باعث دردسر شود. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که با وجود تلاش‌ها و زحماتی که برای عشق می‌کشد، به نظر می‌رسد این عشق به خاطر بی‌توجهی و نازایی طرف مقابل، از او دور است.