نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

خانه‌ام نیمی خراب از گریه نیمی پرگل است

همنشینم جغد از یک سو، ز یک سو بلبل است

نکته‌ای تا کرده از سیرابی زلفش رقم

از رطوبت خامه‌ام گویی که شاخ سنبل است

کی به گوشش می‌رسد فریاد محرومان باغ؟

بس که گوش گل ز جوش بلبلان پرغلغل است

خواری عشقم مبین، بنگر قبای غنچه را

ابره گر از خار دارد، آستر برگ گل است

از دل قدسی به شهر و کو چه می‌جویی سراغ؟

جان آن دیوانه، چین زلف و قید کاکل است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی تضادهای زندگی شاعر می‌پردازد. او از یک سو خانه‌اش را به دو بخش خراب و پرگل تقسیم می‌کند، که نمادی از احساسات متضاد است. جغد (نماد سکوت و شب) و بلبل (نماد شادی و سرزندگی) در کنار هم نشان‌دهنده تنش‌های عاطفی است. شاعر با توصیف زلف معشوقش و اثرات آن بر خود، به زیبایی‌های عشق اشاره می‌کند، در حالی که به درد و رنج عاشقانه نیز اشاره دارد. او از فریاد محرومان باغ حرف می‌زند و بر تنهایی و غم خود تأکید دارد. در پایان، شاعر از جست‌وجوی عشق و زیبایی در این دنیای پُر از درد و رنج سخن می‌گوید و اشاره‌ای به پیچیدگی‌های عشق و زیبایی‌های آن دارد.