شمارهٔ ۱۰۵ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر سر موی من از دود تو در فریادست
نالهام نغمه نی نیست که گویی بادست
دیده بینور شود گر نکنم گریه چو شمع
مردم چشم مرا خانه ز سیل آبادست
تندی خوی تو از تاله فرو بسته لبم
ورنه حیثیت مرغان چمن فریادست
برگ سبزی به چمن کو که نشوید ابرش؟
بر خط سبز مکن تکیه که سرو آزادست
بر سر چارسوی عشق هنرمندانند
هرکه شاگردی این طایفه کرد استادست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حالتی عمیق و پر از احساسات حکایت میکند. شاعر با بیان اینکه هر تار موی او از دود عشق معشوقش در فریاد است، به شدت دلتنگی و عاشقانه بودن خود اشاره میکند. همچنین، ناله او را به نغمه نی تشبیه میکند که به خاطر باد نیست، بلکه ناشی از درد و غم اوست. شاعر به نوری که از دیدش رفته و به گریههایش مانند شمع اشاره میکند و میگوید اگر نگریه کند، چشمش مثل خانهای غرق در سیل، از دیدگی خالی خواهد شد. تندی خوی معشوق باعث شده است که او از بیان احساساتش باز بماند، وگرنه مانند پرندگان چمن، او نیز فریاد خواهد زد. شاعر به استقامت و زیبایی سرو آزاد اشاره میکند و میگوید که باید از تکیه بر خط سبز بپرهیزد. در نهایت، او بر این نکته تأکید میکند که هنرمندان واقعی در میدان عشق، هرکس که شاگردی کند، در واقع استاد میشود.