شمارهٔ ۱۱۲ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
داغ دلم گلی ز گلستان آتش است
شور محبتم نمک خوان آتش است
هان ای فرشته بر سر خاک شهید عشق
ننهی قدم دلیر، که طوفان آتش است
منعم مکن ز ناله که این خون گرفته دل
در پهلویم نشسته چو پیکان آتش است
خون دلم جز آتش عشقت کسی نریخت
از خون نشان هنوز به دامان آتش است
جز شعله نیست در دم قدسی چه بر دهد
نخلی که سرکشیده ز بستان آتش است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این ابیات بیانگر درد و عشق عمیق شاعر است. شاعر از سوز و گداز دل خود سخن میگوید و عشق را به آتش تشبیه میکند که شعلههای آن همواره در وجودش جاری است. همچنین به تصویر کشیدن شهادت و دلیری در عشق نشاندهنده عواطف شدید و غمناک اوست. در نهایت، شاعر با بیان تصاویر زیبایی از آتش و شعلهها احساسات عمیق خود را به مخاطب منتقل میکند.