شمارهٔ ۱۰۷ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هرگزم عشق چنین در رگ جان چنگ نداشت
نغمه تا بود بدین نازکی آهنگ نداشت
ناله از جای دگر خورد به گوشم ورنه
مطرب این نغمه در آواز دف و چنگ نداشت
عشق تا دید مرا زار، چنین زار ندید
شوق تا داشت مرا تنگ چنین تنگ نداشت
بود کجبینی ما باعث حرمان ورنه
هیچوقت آینه حسن بتان زنگ نداشت
عشق را شیوه دگر گشته وگرنه زین پیش
داشت نیرنگ، ولی این همه نیرنگ نداشت
از شکستن به نوا میرسدم دل ورنه
هرگز این شیشه چنین آرزوی سنگ نداشت
گر ز همصحبتیام یار کند ننگ چه غم
شکر لله که غم از ضحبت من ننگ نداشت
قدسی از روز ازل کز عدم آمد به وجود
از در صلح درآمد به کسی جنگ نداشت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربه عاشقانه و احساسات شاعرانه نوشته شده است. شاعر بیان میکند که هرگز چنین عشقی را احساس نکرده و نغمهای به این زیبایی نشنیده است. او به دشواریها و ناراحتیهای عاشقانه اشاره میکند و میگوید که عشق به او بسیار سخت و دردآور بوده و در مقایسه با گذشته تغییر کرده است. همچنین شاعری از زیبایی و حقیقت عشق صحبت میکند که هیچ زنگار و نیرنگی ندارد و به بیان عواطف پاک و بدون غش توجه دارد. او همچنین تأکید میکند که حتی اگر عشق در ابتدا مملو از شرمندگی باشد، باز هم ارزشمند است و در نهایت از وجود و صلحی که عشق به ارمغان میآورد، سخن میگوید.