شمارهٔ ۱۲۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
روحالقدس ار دیده گشاید به جمالت
ایمن ننشیند ز فریب خط و خالت
در هیچ چمن چون تو گلی نیست، ندانم
دهقان ز گلستان که آورده نهالت
گرد سر اعجاز تو گردم که شود شب
آتشکده سینه گلستان ز خیالت
شادم که مرا قابل هجران شمری هم
من کیستم و آرزوی بزم وصالت
ای مرغ حرم بر قفس مرغ گرفتار
زنهار مزن پر که بسوزد پر و بالت
شبها تو به خواب خوش و از شوق تو قدسی
گردد همه شب گرد سراپای خیالت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به تمجید از زیبایی و جذابیت معشوق میپردازد و به بیان احساسات عاشقانهای میپردازد که شاعر نسبت به او دارد. شاعر به تعبیری از روح القدس یاد میکند که جمال و زیبایی معشوق را میبیند و این زیبایی نسبت به دیگر زیباییها بینظیر است. شاعر همچنین حسرت دوری از معشوق را بیان میکند و به عشق و شوقی میپردازد که او را به وجد میآورد. او به تصویر مرغی در قفس اشاره میکند که گرفتار عشق است و نگران آسیب دیدن خود به خاطر عشقش است. در نهایت، شاعر در شبها، روح خود را به خواب معشوق و خیال او معطوف میکند.