نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نیست نومیدی گر از حد انتظار ما گذشت

ناقه مجنون نه روزی از همین صحرا گذشت؟

گر جفایی آید از ارباب دنیا بر دلت

بگذران، چون عاقبت می‌باید از دنیا گذشت

غنچه بر روح قدح خندید کامشب در چمن

مستی بوی گلم از باده حمرا گذشت

گر بود صد کوه از آهن، کجا تاب آورد

آنچه بر من دوش از هجران او تنها گذشت

هر سر خاری که می‌بینم، به مجنون دشمن است

ناقه لیلی مگر روزی ازین صحرا گذشت؟

نامه‌ای کش عشق طغرا شد، مخوان تا آخرش

زانکه هر مضمون که خواهی یافت، در طغرا گذشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره امید و صبر در مواجهه با چالش‌ها و رنج‌های زندگی است. شاعر می‌گوید که نباید ناامید شد حتی اگر اوضاع از آنچه انتظار داشتیم بدتر شود. او به داستان مجنون و لیلی اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی گذراست و همه چیز در نهایت از میان می‌رود. همچنین به زیبایی طبیعت و عشق اشاره دارد و می‌گوید که حتی در دل سختی‌ها، زیبایی و شادی وجود دارد. در نهایت، شاعر توصیه می‌کند که بهتر است به پیام عشق در زندگی توجه کنیم و از جفای دنیا نگذریم.