نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

جز خیال تو مرا در سر سودایی نیست

خون شود دل اگر از عشق تو شیدایی نیست

به ره کعبه فریبم مدهید از در دوست

عاشقان را هوس بادیه‌پیمایی نیست

همه‌جا جلوه معشوق حقیقی‌ست ولی

هر تُنُک‌حوصله را چشم تماشایی نیست

وصل اگر می‌طلبی، یک جهتی کن که ز رشک

شمع ما را سر پروانه هرجایی نیست

طعن قدسی مزن ای زاهد ناموس‌پرست

هرکه عاشق شود او را غم رسوایی نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی و عشق به معشوق پرداخته است. شاعر بیان می‌کند که جز خیال محبوبش، هیچ چیز دیگری در ذهنش نیست و حتی اگر دلش از عشق بسوزد، شیدایی نخواهد داشت. همچنین، اشاره می‌کند که عاشقان به دنبال رفتن به بیابان و دوری از دنیا نیستند و در تمام جاها نشانه‌های معشوق وجود دارد، اما هر کسی نمی‌تواند آنان را ببیند. شاعر از زاهدان انتقاد می‌کند و می‌گوید که عاشق شدن باعث رسوایی و غم نمی‌شود، بلکه عشق حقیقتی والاتر است. در کل، شعر به معنا و زیبایی عشق و ارادت به معشوق می‌پردازد.