نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۶ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

کس چه داند از چه در دل آه شبگیرم شکست

نامه‌ای بر پر نبستم در کمان تیرم شکست

مرغ تدبیرم به سوی بام وصلش می‌پرید

از قضا در راه بال مرغ تقدیرم شکست

کرده‌ام در خدمتت تقصیر و از تاثیر آن

پشت امیدم خمید و رنگ تقصیرم شکست

صورت خود می‌کشیدم بهر پابوسش به راه

انفعال این تمنا رنگ تصویرم شکست

باخبر شد از شکست خود دل آگاه من

آستین دست قضا چون بهر تخمیرم شکست

کی شوم غمگین که چون قدسی مرید باده‌ام

پشت صد اندوه را یک همت پیرم شکست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره احساس شکست و ناکامی شاعر در عشق و زندگی است. شاعر از دلشکستگی و دردهای درونی‌اش سخن می‌گوید، به طوری که هر دلیلی که برای امید داشته، به نوعی به انفعال و ناامیدی منجر شده است. او از تلاش‌هایی که برای رسیدن به معشوقش کرده، یاد می‌کند و با بیان تصاویری از پرواز مرغ تدبیرش به سوی وصل و همچنین ناتوانی‌اش از ایجاد ارتباط، احساس خود را به خوبی منتقل می‌کند. در پایان، شاعر به سختی‌های زندگی و غم‌ها اشاره می‌کند و از قدرتی که در مواجهه با آن‌ها دارد، می‌گوید. در کل، شعر نمایانگر عواطف عمیق و پیچیدگی‌های انسانی است.