شمارهٔ ۱۴ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کی حرف ملامت شکند خاطر ما را؟
خصمی به چراغم نبود باد صبا را
در سایه دیوار خودم خفته غمی نیست
گر بر سر من سایه نیفتاد هما را
یا منع من از دیدن رویش منمایید
یا دیده گشایید و ببینید خدا را
گردیده بلا رام مبادا رمد از دل
زنهار به دردم مکن اظهار دوا را
یا رب ز چه از خرمن ما برنکند دود
برقی که بسوزد به دل خاک گیا را
بر چهره ز خوناب کسی رنگ نبیند
گر ناخن غیرت نخراشد دل ما را
احباب تسلی به خیال تو نگشتند
انصاف صلایی نزد این مشت گدا را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق فردی است که در حال مواجهه با درد و غم است. شاعر به ناتوانی انسان در برابر قضا و قدر اشاره میکند و از تجربیات خود در مواجهه با مشکلات و جداییها مینویسد. او از خدا خواهان درک و تسکینی برای دردهایش است و در عین حال به توقعات و ناامیدیهای خود اشاره میکند. در نهایت، شاعر از دوستانش میخواهد که در این لحظات سخت او را درک کنند و به او محبت کنند. این شعر ترکیبی از احساسات عاشقانه، دلتنگی و جستجوی امید است.