نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۴۸ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

هر لحظه نظر بر دگری دوخته دارد

این دیده چه با جان من سوخته دارد؟

زان شیفته داغ بتانم که چو لاله

اجزای مرا داغ به هم دوخته دارد

با این نگه خیره سر راه چه گیرم

آن را که خیال نگه، افروخته دارد

قدر جگر سوخته‌ام را نشناسد

جز لاله که او هم جگر سوخته دارد

داغم ز یک اندیشی آن کس که درین باغ

چون لاله همین داغ دل اندوخته دارد

قدسی نه همین فکر تو خام است گه نظم

این سلسله بسیار نوآموخته دارد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر به احساسات عمیق و دردناک خود اشاره می‌کند. او از عشق و داغی که در دل دارد صحبت می‌کند و به زیبایی‌های معشوقه‌اش (بتان) و تأثیر آن بر روح و جانش اشاره می‌کند. جوانان مانند گل لاله داغدار هستند و شاعری که داغی مشابه دارد، درک بهتری از درد او دارد. در نهایت، او به فکر و اندیشه‌اش می‌پردازد و بر این نکته تأکید می‌کند که این افکار با تکرار و تجربه شکل گرفته‌اند.