نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۵ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

باز از مرغان دلم حرف سمندر می‌زند

پیک آهم شعله جای نامه بر سر می‌زند

با خیال روی شیرین هرکه گیرد خلوتی

روح فرهادش ز غیرت حلقه بر در می‌زند

شرح احوال اسیران سر بسر سوز دل است

نامه ما شعله در بال کبوتر می‌زند

دوش در بزمت حریفی از زبان شیشه گفت

می‌خورد خون دل ما هرکه ساغر می‌زند

چون به خلوت بینمش با کس که می‌میرم ز رشک

گر به گرد خانه‌اش روح‌الامین پر می‌زند

می‌شود چشمی و می‌گرید به حالش خون دل

در چمن هر گل که قدسی بی تو بر سر می‌زند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از حال و هوای دلش صحبت می‌کند و عشق و احساسات عمیقش را با تصاویری زیبا و نمادین بیان می‌کند. او به سمندر و آتش به عنوان نمادهایی از شور و شوقش اشاره می‌کند و می‌گوید که هرکس با عشق و خیال شیرین می‌خواهد تنها باشد، روحش به واسطه غیرت عاشقانه‌اش دلتنگی می‌کند. دل‌نوشته‌هایش نشان‌دهنده سوز و احساس عمیق اسیران عشق است و در ادامه به محفل شبانه‌ای اشاره می‌کند که در آن دوستان درباره درد دل‌هایشان باهم صحبت می‌کنند. در نهایت، عشق و تنهایی را در دنیای طبیعت و میان گل‌ها نیز حس می‌کند و رنجی که از فراغ معشوقش می‌کشد را بیان می‌کند.