شمارهٔ ۱۶۸ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
کی غم دهر خراب می نابم دارد؟
لعل میگون تو مایل به شرابم دارد
چاک در سینه فکندم که نهم داغ به دل
فکر معموری این خانه، خرابم دارد
کی برم دست به گیسوی تو چون شانه دلیر
که برت خیرگی آینه، آبم دارد
گفتمش روی ترا سیر که خواهد دیدن؟
گفت این دولت جاوید نقابم دارد
نیستم سوخته آتش گل در گلشن
ناله بلبل شوریده کبابم دارد
ترسم از گریه نباشد چه نمایم یا رب
که تغافلزدن سیل خرابم دارد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیان کنندهی احساسات عمیق و غمگینی است که شاعر نسبت به عشق و دل شکستگیاش دارد. او از خرابی زندگیاش میگوید و به زیبایی و تاثیرگذار بودن چهره محبوبش اشاره میکند. شاعر در تلاش است تا با قدم گذاشتن در ارتباط با محبوبش، اندوه خود را کاهش دهد، اما به نظر میرسد که غم و درد درونش بسیار عمیق است. او از ترسهایش و احتمال گریه و شکایت در برابر این وضعیت سخن میگوید و در نهایت به ناتوانی خود در مقابله با این احساسات اشاره میکند. با کلمات شاعرانه، او تصویری از شوریدگی و عشق نافرجامش را به تصویر کشیده است.