نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۲ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

محفل دردی طلب، از سیر شهر و کو چه سود

سر به پای شعله نه چون شمع، از زانو چه سود

وصل شیرین کی به زور آید به دست کوهکن

قوت طالع بخواه از قوت بازو چه سود

زلف لیلی صید دلهای پریشان می‌کند

این که مجنون می‌کند بر سر پریشان مو چه سود

اجتماع می‌کشان بی طره ساقی مباد

حلقه مستان جدا زان حلقه گیسو چه سود

زخم قدسی کی فریب مرهم راحت خورد؟

عاشقان را درد مطلوب است از دارو چه سود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره بی‌فایده بودن برخی تلاش‌ها و آرزوهاست. شاعر به این نکته اشاره می‌کند که در دل درد و عشق، نمی‌توان با زور و قدرت به وصل رسید و باید به دست سرنوشت و تقدیر اعتماد کرد. همچنین، زیبایی‌های ظاهری مانند موهای لیلی یا می‌کشانی که با ساقی در ارتباطند، نمی‌توانند احساسات عمیق عاشقانه را برآورده کنند. در نهایت، شاعر به تناقض بین درد و درمان اشاره می‌کند و می‌گوید که عاشقان بیشتر به درد خود دل‌بسته‌اند تا به درمان آن.