نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۵ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

تا عشق مرا بر سر بازار نیاورد

حسن از نگه گرم، خریدار نیاورد

پهلو به صبا می‌زند این حرف که گویم

با شانه، که از زلف تو یک تار نیاورد

در خواب، سر زلف تو بسیار گرفتم

جز خواب پریشان ثمری بار نیاورد

داغم که چرا جاذبه ناله بلبل

گل را به چمن از سر بازار نیاورد

از نرگس جادوگر او تا به مسیحا

صدبار خبر برد که یک‌بار نیاورد

قدسی نکنی شکوه ز سودای محبت

تسبیح که برد از تو که زنار نیارود؟

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عشق و longing شاعر می‌پردازد. شاعر از عشق خود و بلاتکلیفی‌اش می‌گوید و اشاره می‌کند که عشقش او را در معرض قضاوت و خواست دیگران قرار داده است. او از زیبایی و جذابیت معشوق یاد می‌کند که هرگز از او دور نشده و در خوابش نیز نتوانسته به حقیقت نزدیک شود. شاعر همچنین به حسرت و درد ناشی از عشق می‌پردازد و از ناتوانی در انتقال احساساتش سخن می‌گوید. در نهایت، او از ناتوانی قدرت عشق در تغییر وضعیت خود و درک زیبایی معشوقش گلایه می‌کند.