نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۸۸ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

در دل بوالهوس ار ذوق محبت می‌بود

عاشق از رشک گرفتار چه محنت می‌بود

جای می ساقی اگر خون جگر می‌دادی

آن زمان بر سر پیمانه چه صحبت می‌بود

چشم حیران‌شده‌ام طالع آیینه نداشت

ورنه عکس تو درین چشمه حیرت می‌بود

غم ز دل رفت که این روز سیاه آمد پیش

کاش این آینه را زنگ کدورت می‌بود

هیچ‌کس نوبر لطف تو نمی‌کرد، اگر

با مَنَت لطف به اندازه حسرت می‌بود

گریه‌ام فرصت نظّاره نمی‌داد امشب

سیر می‌دیدمش ار ... فرصت می‌بود

غیر از گریه‌ام افتاده به غیرت قدسی

کاش یک چشم‌زدن بر سر غیرت می‌بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر عمق احساسات عاشقانه و درد دل عاشق است. شاعر به عشق و محبت اشاره کرده و می‌گوید که عشق موجب رشک و رنج می‌شود. او از ساقی می‌خواهد که اگر خون دل هم بدهد، در می‌خانه گفتگوهای بیشتری درباره عشق ایجاد شود. شاعر از حیرت خودش در برابر محبوب صحبت می‌کند و آرزو دارد که آینه‌اش تصویر محبوب را نشان دهد و غم را از دلش دور کند. او همچنین اشاره دارد که اگر دیگران نیز به محبتش توجه می‌کردند، برکات بیشتری از عشق را تجربه می‌کرد. در نهایت، شاعر از غم و اندوه خود صحبت می‌کند و آرزو دارد که حداقل یک بار نگاه محبوب را ملاقات کند.