شمارهٔ ۱۹۱ قدسی مشهدی
قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
موسم گل چون حریفان جای در بستان کنند
عندلیبان را ز جای خویش سرگردان کنند
عاشق از مردن نیاساید بگو با اهل مصر
در لحد روی زلیخا جانب کنعان کنند
پر مکرر شد ز خامان دعوی پروانگی
شمع را ای کاش امشب ساعتی پنهان کنند
برنمیگردد به فریاد از سر بازار، گل
عندلیبان در چمن بیهوده چند افغان کنند؟
همچو خاکستر ز آتش بینیاز است آنکه سوخت
نیم جانان همچو شمع آتش غذای جان کنند
بر خلاف رسم پیشین، گلرخان شهر ما
ساعتی صد عید و در هر عید صد قربان کنند
کفر و ایمان را ز من عارست قدسی، چون کنم
گر ز ناشایستگی بر من مرا تاوان کنند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
غزلی از شاعر به تصویر کشیدن زیباییهای بهار و عشق است. در این اشعار، فصل گل به عنوان زمانی شگفتانگیز برای عاشقان توصیف شده است. در زندگی عاطفی و روابط انسانی، عشق و دلتنگی به وضوح احساس میشود. عاشقان در جستجوی عشق و زیبایی هستند و در عین حال، درد و رنج جدایی را نیز تحمل میکنند. شاعر به کنایه به وضعیت عاشقان و معشوقان اشاره میکند و میگوید که آنها همواره جستجوگر عشق و زیبایی هستند، حتی وقتی که در ناکامی و فراق به سر میبرند. این شعر در نهایت به تضاد میان ایمان و کفر اشاره میکند و از احساس نارضایتی شاعر از وضعیت خود میگوید.