نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ قدسی مشهدی

قدسی مشهدی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آتش مزاج من بگذار این عتاب را

چین بر جبین ندیده کسی آفتاب را

گردون به دوستی نبرد پیچشم ز کار

گردد زبون چو رشته دهد باز تاب را

بر دیده شد حرام غنودن، که عاشقان

اول کلید چاره شکستند خواب را

نور نظر چگونه نسوزد به دیده‌ها

جایی که برق حسن بسوزد نقاب را

اشکم تمام گشت چو آتش زدم به دل

خون برطرف شود چو بسوزی کباب را

نگسست ربط گریه ز ناسورهای دل

ظرف قدیم زود رساند شراب را

خون شد دلم ز حسرت پیکان غمزه‌ات

کس بر گلوی تشنه نمی‌بندد آب را

بوی نگار من به چمن بردی ای نسیم

کردی ز رشک در رگ گل خون گلاب را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر احساسی و عاشقانه، به توصیف درد و شدتی می‌پردازد که شاعر از عشق و دوری محبوب احساس می‌کند. او اشاره می‌کند که محبت و دوستی به مانند آتش درون او می‌سوزد و هیچ کس نمی‌تواند سایه‌های این عشق را از او دور کند. در این شعر، عشق به‌عنوان یک درد جدایی و همچنین زیبایی عشق توصیف می‌شود. شاعر به عشق و غم خود اشاره می‌کند و دل تنگی‌اش را در تصاویر زیبا و عاطفی بیان می‌کند. در نهایت، او از احساسات عمیق و دردهای ناشی از عشق، از اشک و حسرت تا زیبایی و شوق، سخن می‌گوید.